به گزارش افق بازار: نیمه دوم سال 1404 برای صنعت فولاد ایران دورهای از همزمانی رشد و فشار بود؛ زمانی که افزایش تولید و تحرک صادراتی در کنار محدودیتهای انرژی و چالشهای ساختاری، تصویری چندلایه از یکی از مهمترین پیشرانهای اقتصاد کشور ترسیم کرد.
صنعت فولاد ایران همواره فراتر از یک بخش تولیدی صرف معنا پیدا کرده و بهعنوان شاخصی از توان صنعتی، ظرفیت زیرساختی و حتی پایداری اقتصادی کشور شناخته میشود. در ماههای منتهی به پایان پاییز و عبور از زمستان 1404، این صنعت بار دیگر در نقطهای حساس ایستاد؛ نقطهای که در آن نشانههای رشد و توسعه در کنار محدودیتهای مزمن، تصویری واقعبینانهتر از مسیر آینده ارائه میدهد. تحولات این دوره نشان میدهد فولاد ایران نه در وضعیت رکود مطلق قرار دارد و نه در مسیر جهش بیوقفه، بلکه در حال عبور از مرحلهای انتقالی است که کیفیت سیاستگذاری و مدیریت منابع، سرنوشت آن را تعیین خواهد کرد.
تداوم تولید در سایه ظرفیتهای فنی
دادههای منتشرشده در ماههای پایانی سال نشان میدهد بدنه تولید فولاد کشور همچنان از توان فنی و زیرساختی قابل اتکایی برخوردار است. حفظ سطح تولید در شرایطی که بسیاری از صنایع انرژیبر با افت عملکرد مواجه میشوند، بیانگر آن است که زنجیره فولاد طی سالهای گذشته به بلوغ عملیاتی قابل توجهی رسیده است. توسعه واحدهای احیای مستقیم، افزایش تولید مواد میانی و تلاش برای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیتهای موجود، موجب شده حتی در دورههای فشار نیز چرخه تولید بهطور کامل متوقف نشود.
در عین حال، کیفیت رشد تولید اهمیت بیشتری از صرف افزایش عددی یافته است. تمرکز تدریجی بر محصولات با ارزش افزوده بالاتر، توجه به بازارهای صادراتی متنوع و حرکت بهسوی تکمیل حلقههای پاییندستی، نشانههایی از تغییر نگاه در سیاست صنعتی به شمار میآید. چنین تغییری اگرچه هنوز کامل نشده، اما میتواند مسیر آینده صنعت فولاد را از خامفروشی نسبی به سمت تولید رقابتپذیرتر هدایت کند.
فشار انرژی و ضرورت بهرهوری
با وجود پایداری نسبی تولید، مسئله انرژی همچنان تعیینکنندهترین متغیر بیرونی برای فولاد ایران باقی مانده است. محدودیت در تأمین گاز و برق طی ماههای سرد سال، نهتنها برنامهریزی تولید را دشوار میکند بلکه هزینه تمامشده را نیز افزایش میدهد. تکرار این چرخه در سالهای اخیر نشان داده که مشکل انرژی دیگر یک رخداد مقطعی نیست، بلکه به چالشی ساختاری تبدیل شده است.
ادامه این وضعیت میتواند مزیت رقابتی تولیدکنندگان داخلی را در بازارهای جهانی تضعیف کند؛ بازاری که در آن قیمت، پایداری عرضه و کیفیت محصول سه ضلع اصلی رقابت را شکل میدهند. از همین رو، عبور از تنگنای انرژی بیش از آنکه نیازمند راهکارهای کوتاهمدت باشد، به سرمایهگذاری در زیرساختهای پایدار، بهینهسازی مصرف و توسعه انرژیهای جایگزین وابسته است. آینده فولاد ایران تا حد زیادی به این وابسته است که آیا میتواند رابطهای متوازن میان رشد صنعتی و ظرفیت واقعی انرژی کشور برقرار کند یا نه.
گسترش افقهای صادراتی و بازتعریف بازار
در سوی دیگر معادله، تحرک صادراتی صنعت فولاد طی ماههای اخیر نشانهای از انعطافپذیری این بخش در برابر محدودیتهای داخلی بوده است. تلاش برای حفظ حضور در بازارهای منطقهای، مذاکره برای همکاریهای صنعتی و حرکت بهسوی تنوع جغرافیایی مقاصد صادراتی، بیانگر آن است که تولیدکنندگان فولاد بیش از گذشته به منطق بازار جهانی توجه دارند.
با این حال، ترکیب صادرات همچنان یکی از نقاط قابل تأمل است. سهم بالاتر محصولات میانی نسبت به محصولات نهایی نشان میدهد زنجیره ارزش هنوز به نقطه مطلوب نرسیده و سود اصلی در حلقههای بعدی شکل میگیرد. تغییر این الگو نیازمند سرمایهگذاری فناورانه، ثبات مقرراتی و دسترسی پایدار به بازارهای هدف است؛ عواملی که بدون هماهنگی سیاست صنعتی و تجاری بهدست نخواهند آمد.
خودکفایی صنعتی؛ از شعار تا واقعیت تدریجی
یکی از روندهای مهم نیمه دوم 1404، توجه جدیتر به تولید داخلی اقلام راهبردی در زنجیره فولاد بود. حرکت به سمت بومیسازی تجهیزات و مواد مصرفی حساس، نهفقط واکنشی به محدودیتهای خارجی بلکه نشانهای از بلوغ صنعتی به شمار میرود. هر میزان که وابستگی به واردات کاهش یابد، تابآوری صنعت در برابر شوکهای بیرونی افزایش خواهد یافت.
البته خودکفایی زمانی معنا پیدا میکند که با بهرهوری اقتصادی همراه باشد. تولید داخلی اگر به افزایش هزینه یا کاهش کیفیت بینجامد، نمیتواند مزیت پایدار ایجاد کند. بنابراین مسیر منطقی، ترکیبی از بومیسازی هوشمندانه، انتقال فناوری و مشارکتهای هدفمند بینالمللی است؛ مسیری که میتواند صنعت فولاد را از مصرفکننده فناوری به تولیدکننده دانش فنی نزدیکتر کند.
صنعت فولاد در آستانه انتخابی سرنوشتساز
برآیند رخدادهای نیمه دوم سال 1404 نشان میدهد فولاد ایران در نقطهای میان توانمندی و محدودیت ایستاده است. از یک سو ظرفیت تولید، تجربه صنعتی و جایگاه منطقهای پشتوانهای مهم برای ادامه مسیر محسوب میشود و از سوی دیگر چالش انرژی، ناترازی زیرساختها و ضرورت ارتقای زنجیره ارزش، آینده این صنعت را به تصمیمهای امروز گره زده است.
اگر سیاستگذاری صنعتی بتواند همزمان سه مسیر افزایش بهرهوری انرژی، توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر و تثبیت حضور در بازارهای صادراتی را دنبال کند، فولاد ایران همچنان میتواند یکی از ستونهای اصلی اقتصاد ملی باقی بماند. در غیر این صورت، مزیتهای موجود بهتدریج فرسوده خواهد شد و فاصله با رقبای جهانی افزایش مییابد.
فولاد ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند نگاه راهبردی است؛ نگاهی که از مرز آمار تولید عبور کند و به کیفیت رشد، پایداری منابع و قدرت رقابت بیندیشد. آینده این صنعت نه در کارخانهها، بلکه در تصمیمهایی رقم میخورد که امروز برای انرژی، فناوری و بازار گرفته میشود.
انتهای پیام/



0 دیدگاه