جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران امروز و فردا، نشد فردا و پس فردا تمام خواهد شد و اختیار داران امور خواهند ماند و ملتی فوق العاده نجیب که در این جنگ آخری بیش از ١٠٠ شب و روز در خیابان / میدان ماند تا دشمن خیال خام نکند! این ملت نمونه ندارد و من در نیم قرن فعالیت خبری نه دیده ام و نه شنیده ام.
متجاوزان چه بخواهند و چه نخواهند باید شکست خود را در این جنگ نیز بپذیرند. آنچه در جنگ پشتیبان دیپلماسی بود و به دیپلماتها شهامت ایستادن در برابر بزرگترین قدرت نظامی، اقتصادی و سیاسی جهان را داد، حمایت مردم و هم صدائی آن بود.
واقف هستیم که مسائل مابین آمریکا و اسرائیل با ایران بسیار ریشه ای تر از مسائل حاشیه! یک جنگ است و تا اسرائیل وجود دارد، خواهد بود. محو اسرائیل شعار اساسی و مانیفستی جمهوری اسلامی ایران است.
آنچه از این به بعد بیشتر و بیشتر باید مورد توجه مدیران امور در کشور قرار گیرد، موضوع افکار عمومی است که دیگر براحتی اقناع نمی شود و حق دارد بخواهد تا نقشی اساسی تر در اداره امور کشور نه نقش های نمایشی بی اثر داشته باشد.
این ملت مبعوث شده حق دارد احترام به حقوق و آزادیهای مدنی خود در همه ی زمینه ها وقف قانون اساسی و اسناد فرادستی مانند منشور ملل متحد را طلب کند و بخواهد زندگی ای توأم با رفاه نسبی داشته باشد. این با شعار ممکن نیست و اقدام عملی باید کرد.
در دوره امپراتوری فضای مجازی ، چیزی از نظرها پنهان نمی ماند .اقناع افکار عمومی نسبت به عملکرد خود ، وظیفه همه ی حاکمیت ها و نهادهای حاکمیتی و به منزله احترام به افکار عمومی است که از آن به عنوان سرمایه اجتماعی نام می بریم. مشروعیت یک حاکمیت، نظام سیاسی، دولت و هر واحد کارگزاری در جامعه، به میزان پذیرش و حمایت مردم از آن بستگی دارد.!
آمار رسمی نشان می دهد وضعیت اقتصادی مردم بهطور قابلتوجهی بدتر شده و جنگ بر شدت و عمق آن افزوده و به نقاط هشدار رسیده است. دولت به همین دلیل به کالابرگ و حمایتهای کالایی روی آورده، اما ریشهی مسأله جای دیگری است. اقتصادی که ثروت تولید نکند، ناچار فقر تولید میکند.
وضعیت امروز معیشت خانوار ایرانی را میتوان «معیشت سخت همراه با فشار روانی» نامید. از دهه نود، با فشاری که از نوسانات اقتصادی ایجاد شد، خانوار ایرانی تقریباً تمام هزینههای خود را به امور کاملاً ضروری محدود کرده است.
این که گفته می شود :« مشکلات اقتصادی مردم و نگرانی دائمی آنان نسبت به دخل و خرج زندگی، شرایط پذیرش توصیههای دینی و فرهنگی بزرگان دین را تا حد زیادی کاهش داده است.» /عزت الله ضرغامی رئیس پیشین رادیو و تلویزیون - یعنی یک اعتراف سخت در یک جامعه دینی که از جمله عوارض فشارهای اقتصادی به جامعه است.
اعداد و ارقام نشان می دهد که وضعیت اقتصادی ایران در شرایط بحرانی قرار دارد و نیازمند اتخاذ تدابیر فوری و اساسی است. برای حل مشکلات اقتصادی، لازم است سیاستهای اقتصادی اصلاح شوند، با فساد مبارزه شود، تولید و اشتغال افزایش یابد، تورم کنترل شود و از اقشار آسیبپذیر حمایت شود. در غیر این صورت، وضعیت معیشتی مردم بیش از پیش وخیمتر خواهد شد و آینده اقتصادی کشور با ابهامات جدی روبرو خواهد بود.
ریشههای بحران اقتصادی کنونی ایران را میتوان در سیاستهای اقتصادی نادرست، سوءمدیریت و فساد جستجو کرد. توجه داریم که بیارزش کردن پول ملی، موثرترین راه برای فروپاشی پایههای یک جامعه است.
انکار نمی شود و نباید کرد که شرایط موجود از اقتصادی گرفته تا فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، مولود سالها نادیده گرفتن حقوق اساسی و مدنی مردم و بی اعتنایی به خواسته ها و نظرات آنان برای داشتن و بهره مندی از یک حداقل در زندگی است.
زیستن در زیر تورم بالای 5٠ / 6٠ درصد طبق آمار رسمی و در عمل بیشتر از این رقم، و شوربختانه زیر سایه جنگ، تحمل پذیر نیست.
تغییر قواعد زندگی اجتماعی در جنگ و پسا جنگ، وارد مرحله جدیدی شده و جامعه به عنوان یک ارگانیسم زنده راه خودش را در سازگاری با این مرحله جدید پیدا خواهد کرد. بنظر میرسد مردم در گروههای مختلف سنی و جنسی یعنی زن و مرد و پیر و جوان با باورهای مختلف دینی و غیردینی، تصمیم گرفتهاند که این تغییر قواعد زندگی اجتماعی را بپذیرند و حق انتخاب افراد در تحولات هنجاری زندگی اجتماعی را محترم بشمارند.
مشخصه بارز یک جامعه زنده، پویا و رو به جلو، چند صدایی در آن و قبول و رسمیت بخشیدن به آن است. پلورالیسم به معنای ترویج و تکثیر احزاب و رسانه های آزاد و نهادها و انجمنها و اتحادیه ها و تشکلهای سیاسی و غیرسیاسی با عقاید و سلایق متفاوت در جامعه است.

0 دیدگاه