گاهی یک جمله، آن هم پشت تریبونی رسمی، میتواند سرنوشت چند انسان را تغییر دهد؛ جملهای که نه از سر تدبیر، بلکه از سر هیجان و تهدید گفته میشود و نتیجهاش نه دفاع از وطن، بلکه دور شدن فرزندان همان وطن است.
ماجرای تیم ملی بانوان ایران در استرالیا از همان نقطهای تلخ شد که میز تلویزیون به جای میز گفتوگو، به تریبون محاکمه تبدیل شد. وقتی محمدرضا شهبازی، مجری برنامه «پاورقی» شبکه دو، در واکنش به نخواندن سرود ملی گفت که در شرایط جنگی باید برای چنین افرادی «اشد مجازات» در نظر گرفت و انگ «خیانت» بر پیشانی آنها بماند، شاید تصور نمیکرد این سخنان چه تبعاتی خواهد داشت.
اما نتیجه چه شد؟
دخترانی که میتوانستند با کمی گفتوگو، نصیحت و درک شرایط به کشور بازگردند، ناگهان خود را در برابر فضایی از تهدید و ترس دیدند. هفت نفر از آنان تصمیم گرفتند در استرالیا پناهنده شوند؛ اتفاقی که خیلی زود به تیتر رسانههای جهان تبدیل شد و حتی به ابزاری برای حمله سیاسی به ایران بدل شد؛ تا جایی که دشمن ایران عزیز ، ترامپ جنایتکار نیز از این ماجرا علیه ایران استفاده کرد.
امروز خبر رسیده یکی از آن هفت نفر قصد بازگشت دارد، اما شش نفر دیگر همچنان میخواهند در استرالیا بمانند. پرسش ساده اما تلخ است: اگر آن فضای تهدید و برچسبزنی شکل نمیگرفت، آیا اصلاً چنین تصمیمی گرفته میشد؟
رسانه ملی باید پناهگاه گفتوگو باشد، نه کارخانه تولید ترس. مجری تلویزیون قاضی دادگاه نیست که حکم صادر کند و انسانها را با برچسب «خائن» به حاشیه براند.
اکنون نگاهها به تصمیم پیمان جبلی دوخته شده است. در هر کشوری، هر نهاد باید وظیفه خود را درست انجام دهد. همانگونه که نیروهای نظامی کشور دقیق و مسئولانه وظیفه خود را انجام میدهند و مردمی که بیش از ده روز است در شرایط سخت پای کشور ایستادهاند، طبیعی است انتظار داشته باشند رسانه ملی نیز در کنار آنها بایستد، نه در مقابل احساسات و نگرانیهایشان.
آقای جبلی؛ زمان تصمیمهای جدی فرا رسیده است
اگر قرار است اصلاحی در صدا و سیما آغاز شود، باید از همین امروز شروع شود: با فاصله گرفتن از جریانهای تندرو، با کنار گذاشتن مجریانی که تریبون ملی را به ابزار تهدید تبدیل میکنند، و با بازگرداندن رسانه ملی به جایگاه واقعیاش؛ خانهای برای همه مردم ایران.
منبع: پایگاه خبری شمانیوز

0 دیدگاه